الهه فدایی روان‌شناس و بازی‌درمانگر کودک و نوجوان رزرو نوبت

ردپای رشد

یادآوری: این مطلب فقط برای آموزش عمومی نوشته شده است و نمی‌تواند جایگزین ارزیابی، تشخیص یا درمان توسط متخصص واجد صلاحیت باشد.

«نه» گفتن‌های کودک؛ آغاز شکل‌گیری «من»

وقتی مخالفت کودک فقط لجبازی نیست

مجموعه «ردپای رشد»

نوشته: الهه فدایی
روان‌شناس کودک و نوجوان | بازی‌درمانگر تحلیلی


«هر چیزی می‌گم، می‌گه نه!
لباس بپوش: نه.
غذا بخور: نه.
بریم بیرون: نه.
حتی چیزهایی که خودش می‌خواد رو هم می‌گه نه!»

این جمله را احتمالاً بسیاری از والدین در سال‌های دوم و سوم زندگی کودک تجربه کرده‌اند.

دوره‌ای که کودک ناگهان به یکی از پرتکرارترین کلمات دنیا علاقه‌مند می‌شود:

نه.

اما پشت این «نه» همیشه لجبازی نیست.

گاهی کودک دارد برای نخستین بار چیزی بسیار مهم را کشف می‌کند:

«من با تو فرق دارم.»


کودک کم‌کم خودش را پیدا می‌کند

در ماه‌های نخست زندگی، کودک وابستگی زیادی به مراقب اصلی دارد.

اما با رشد او، تجربه‌ای تازه شکل می‌گیرد:

«من می‌توانم خودم انجام بدهم.»

خودم راه بروم.

خودم غذا بخورم.

خودم انتخاب کنم.

خودم دست بزنم.

و گاهی…

خودم مخالفت کنم.

این «نه» می‌تواند یکی از نخستین نشانه‌های جدی شکل‌گیری فردیت باشد.


چرا کودک گاهی حتی به چیزهایی که می‌خواهد هم «نه» می‌گوید؟

چون موضوع همیشه خودِ خواسته نیست.

گاهی کودک بیشتر از آنکه درباره «چه چیزی» تصمیم بگیرد، درباره این تجربه می‌کند که:

«چه کسی تصمیم می‌گیرد؟»

اگر مادر بگوید:

«این لباس رو بپوش.»

کودک ممکن است لباس را دوست داشته باشد، اما پاسخ بدهد:

«نه!»

چرا؟

چون مسئله لباس نیست.

مسئله این است که:

«من می‌خوام خودم انتخاب کنم.»


اینجا یک اتفاق مهم برای والد می‌افتد

والد ممکن است احساس کند کودک عمداً او را عصبانی می‌کند.

وارد جنگ قدرت می‌شود:

«گفتم باید بپوشی!»

کودک:

«نمی‌پوشم!»

والد بلندتر:

«پوشیدنش واجبه!»

کودک بلندتر:

«نههههه!»

و ناگهان یک لباس کوچک، تبدیل می‌شود به میدان نبرد.

در حالی که هر دو طرف ممکن است در اصل به دنبال یک چیز باشند:

احساس کنترل.


آیا باید همیشه به «نه» کودک احترام گذاشت؟

نه.

احترام به فردیت کودک به معنای حذف مرزها نیست.

کودک هنوز برای بسیاری از تصمیم‌ها به والد نیاز دارد.

او نمی‌تواند درباره ایمنی، سلامت یا بسیاری از قوانین زندگی به‌تنهایی تصمیم بگیرد.

تفاوت در این است که والد می‌تواند مرز را حفظ کند، بدون اینکه فردیت کودک را تحقیر کند.

مثلاً:

«می‌دونم دوست نداری مسواک بزنی. ولی مسواک زدن لازمه. می‌خوای اول دندون‌های بالا رو بزنی یا پایین؟»

قانون باقی مانده است.

اما کودک درون قانون، اندکی اختیار دارد.


انتخاب‌های کوچک، استقلال‌های بزرگ می‌سازند

گاهی کافی است کودک بین دو گزینه انتخاب کند:

«پیراهن آبی یا سفید؟»

«اول کفش یا ژاکت؟»

«خودت میای یا دست منو می‌گیری؟»

این انتخاب‌های کوچک به کودک پیام می‌دهند:

«صدای تو شنیده می‌شود.»

و کودک لازم نیست برای احساس وجود داشتن، در هر موقعیتی بجنگد.


وقتی «نه» تبدیل به مشکل می‌شود

نه گفتن به‌خودی‌خود اختلال نیست.

اما اگر مخالفت کودک بسیار شدید، فراگیر و مداوم باشد و در خانه، مهد یا مدرسه عملکرد او را مختل کند، بهتر است به جای برچسب «لجباز»، دقیق‌تر بررسی شود.

گاهی پشت مخالفت شدید، اضطراب، نیاز شدید به کنترل، دشواری در تنظیم هیجان، مشکلات ارتباطی یا عوامل دیگری وجود دارد.

رفتار، همیشه تمام داستان نیست.


والد کافیِ خوب، همیشه برنده نمی‌شود

گاهی لازم است والد بتواند تحمل کند که کودک از تصمیم او ناراضی باشد.

کودک می‌تواند عصبانی شود.

می‌تواند گریه کند.

می‌تواند بگوید:

«دوستت ندارم!»

و والد همچنان آرام بماند.

این تجربه مهم است:

«می‌توانم با مادرم مخالف باشم و رابطه‌مان از بین نرود.»

کودک از همین تجربه‌ها یاد می‌گیرد که رابطه، با اختلاف نظر نابود نمی‌شود.


ردپای رشد

کودکی که می‌گوید «نه»، همیشه کودکی نیست که می‌خواهد والدش را شکست دهد.

گاهی کودکی است که دارد خودش را پیدا می‌کند.

درست است؛ این مرحله می‌تواند خسته‌کننده باشد.

گاهی واقعاً آدم را تا مرز دیوانگی می‌برد!

اما در میان همین «نه»های کوچک، چیزی مهم در حال شکل گرفتن است:

مرز میان «من» و «تو».

و شاید وظیفه والد این نباشد که این «نه» را از بین ببرد؛

بلکه کمک کند کودک یاد بگیرد:«می‌توانم خودم باشم، انتخاب کنم و مخالفت کنم؛ و در عین حال، همچنان در یک رابطه امن باقی بمانم

برای شرایط کودکتان گفتگو کنید

اگر دربارهٔ رفتار، هیجان یا روند رشد کودک خود پرسشی دارید، درخواست اولیه را ثبت کنید تا برای هماهنگی با شما تماس گرفته شود.

رزرو نوبت